از فضل دانشت آن است که دانشت را کم انگاري. [امام علي عليه السلام]
مسجد جامع اسير
   [آرشيو شده ها]

مسجد فاطمة الزهراء (سلام الله عليها)


در شمال غربي شهر مدينه در عربستان در دامنه غربي کوه سلع ، تعدادي مسجد وجود دارد که آنها را مساجد سبعه ( مساجد فتح يا مساجد خندق ) مي نامند. اين کوه مشرف بر خندقي بوده است که مسلمانان در جنگ احزاب در شمال مدينه حفر کردند. مساجد موجود در دامنه سلع هفت مسجد هستند که عبارتست از : 1) مسجد فتح 2) مسجد سلمان 3) مسجد امام علي بن ابيطالب (ع) 4) مسجد ابوبکر 5) مسجد فاطمةالزهرا (س) 6) مسجد عمر 7) مسجد ذوقبلتين
«مسجد فاطمة الزهراء» جزو مساجد سبعه مي باشد و در جنوب غربى محوطه مساجد فتح ، درمنطقه احزاب قرار دارد که در سال هاى اخير به اين نام شهرت يافته و حدود پانزده متر مربع مساحت دارد.
به بهانه ازدحام زياد جمعيتِ زن و مرد نمازگزار در اين مسجد، در سال 1419 درِ مسجد با بلوک هاى سيمانى مسدود شده و مردم در بيرون آن نماز مى خواندند. در سال قبل ( 1428) نيز براي جلوگيري از حضور مردم در کنار اين مسجد کانتينري قراردادند تا ديگر امکان نماز خواندن در کنار مسجد دردانه رسول الله (ص) وجود نداشته باشد. 
توجه و مقايسه دو عکس زير قدري شما را با واقعيات بيشتر آشنا مي کند.
 





مسجد جامع ::: پنجشنبه 16/3/1387::: ساعت 9:1 صبح


حافظ به عنوان يکي از نامدارترين شعراي شعر فارسي در غزليات خود به تعداد زيادي از عناوين و عبارات مذهبي از جمله مسجد، قرآن، نماز، روزه و... اشارات فراواني داشته است ما با توجه به اهميت مسجد تنها به اين مقوله اکتفا مي کنيم..


 نوع گفتمان حافظ نيز مانند اکثر شعرا به گونه اي است که باعث مي‌شود شاعر در آثار خود عناويني را با مضامين مختلف و متفاوت خلق کند. هر واژه در ادبيات شعري داراي دو معناي 1- صوري 2- ضمني است. مثلاً در «غم» واژه‌اي است که معناي صوريش«اشک» است و معناي ضمني آن همان غم و اندوه است که از مسائل و مفاهيم عاطفي و روحي مي‌باشد.
مسجد نيز به عنوان يک واژه، در معناي صوري گفتمان، به معناي محل سجده و خاکسپاري در برابر خداوند است. اما در بعد ضمني گفتمان به معناي خاکساري، تواضع و احترام است که مقوله‌اي کاملاً روحي و قلبي است. ساير ارکان مسجد نيز نظير: گلدسته‌ها، محراب، شبستان، گنبد و حتي ستون‌ها و منبر نيز در گفتمان داراي اين دو معنا مي‌باشد.


در آثار حافظ مسجد تنها در گفتمان ضمني مطرح شده و هيچگاه از اين واژه صراحتاً معناي صوري اراده نشده است و اين سبک و شيوه و گفتمان خاص اشعار حافظ است که به هيچ موضوعي به صورت صريح و حقيقي نمي‌پردازد و بدون کنايه و مجاز و استعاره از آن نمي‌گذرد. به تعبير ديگري هر واژه‌اي در گفتمان دو مشخصه ضدونقيض دارد:


1- فشردگي
2- گستردگي و فراخي


هر واژه در معناي ظاهري‌اش داراي يک معنا و مضمون کاملاً فشرده است اما همين واژه‌ها داراي معناي گسترده‌تر و تأويلي و استعاري نيز مي‌باشند که داراي گستردگي و فراخي است. مثلاً معني فشرده مسجد همان معني ظاهري و معناي گسترده آن معناي کنايي آن است. حافظ در هر 7 باري که صراحتاً واژه مسجد را در اشعار خود آورده، معناي گسترده و فراخ راکه عبارت اخراي کنايه و استعاره است به کاربرده است و اگر در جايي نيز معناي ظاهري آن قصد شده، در کليت بيت مفهومي استعاري و تأويلي 000 نهفته است. به اشعار زير دقت کنيد:


دوش از مسجد سوي ميخانه، آمد پيرما
چيست ياراي طريقت بعد از اين تدبير ما


واژ‌ه‌هايي چون: دوش، ميخانه، پير، ياران طريقت که در کنار مسجد آمده خود بخود مفهوم ظاهري را از مسجد گرفته و معنايي ضمني به آن بخشيده، بنابراين هرچند در اين بيت مسجد به همان معناي حقيقي و ظاهري خود(محل سجده) است، اما معنايي گسترده‌تر يعني شريعت و ظاهر دين به خود گرفته که اگر نگوييم در مقابل طريقت و باطن شريعت قرار دارد، حداقل مرحله نازل طريقت است. بنابراين در اين بيت حافظ حرکت سالک و پير را از ظاهر شريعت به باطن آن مدنظر دارد.


همه کس طالب ياراند، چه هشيار چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کِنِشت


کِنِشت همان کنيسه محل عبادت يهوديان است، که در برابر مسجد، خانه عبادت مسلمانان قرار دارد. با توجه به اين که دشمني يهود با مسلمانان از صدر اسلام مطرح بوده و حافظ با اين بيت وحدت اديان و هدف رسالت انبياء را خاطر نشان مي‌سازد که همان يکتاپرستي است.


در واقع اين نوع نگرش از ديدگاه وسيع توحيدي و عرفاني و وحدت وجودي حافظ نشأت مي‌گيرد که در آن ظاهر خشک شريعت نسبت به باطن آن و حقيقت مطلق اصالت دارد و در اين اصل «عشق» فرقي ميان مکان و ظاهر و صورت عبادت نيست. اين بيت در حافظ در اصل تفسير آيه شريفه: «اينما تولوا فثم و جه‌الله» مي‌باشد. که در روايت نبوي (صد) نيز بدان اشارت رفته است: « جعلت لي الارض المساجد.»
حافظ در همين مضمون مي‌سرايد:


غرض ز مسجد و ميخانه‌ام وصال شماست
جز اين خيال، ندارم خدا گواه من است
در مسجد و ميخانه خيالت اگر آيد
محراب و کمانچه ز دو ابروي تو سازم


براي حافظ ابروي يار حالتي کماني محراب و مژ‌ه‌ها نيز حالت کمانچه را در دست مطرب تداعي کرده و چنين استعاره‌اي با عرفان رندانه حافظ متناسب است. دو ابروي يار يکي تشبيه به محراب و ديگري کمانچه شد، که اين دو مفهوم با توجه به اينکه محراب در مسجد و کمانچه در ميخانه کاربرد دارند، معنايي متضاد ساخته که باز هم اشاره به شريعت و طريقت در عرفان حافظ و اصل بودن طريقت نسبت به شريعت دارد و در همين معناي ضمني سروده است:


گر زمسجد به خرابات شدم خرده مگير
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد


حافظ در بيت زير، سير صعودي از شريعت به طريقت را ابتدا به سيري نزولي تشبيه نموده که اشاره‌اي است به داستان آفرينش انسان و خوردن ميوه ممنوعه توسط حضرت آدم است، ضمن آنکه در آن معنايي لطيف‌تر نيز لحاظ شده، اين که همه اين حوادث و سلوک‌ها غير ارادي و به دست تواناي قادر متعال است: همان که اراده سالک در اختيار اوست و او را مي‌برد هرجا که خاطرخواه اوست:


من ز مسجد به خرابات نه به خود افتادم
اينم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد


منظور از مسجد همان ظاهر شريعت و خرابات باطن آن (طريقت) است که اشاره به اکل ميوه ممنوعه و در نهايت فلسفه آفرينش دارد.


مي‌بينيم که حافظ درهمين يک بيت چه مضامين ژرف و گسترده‌اي را در قالب چند لفظ و واژه به صورت استعاره به تصوير کشيده، بنابراين در اينجا نيز حافظ معناي ضمني و گسترده‌تر مسجد را مد نظر قرار داده است که چنين نگرشي بر همان مفهوم«ادبيات شگرف» تزوتان تودورف بلغاري منطبق است. زيرا حافظ در شعر خود با استفاده از عناصر تخيلي و ايماژها و کنايات و استعارات، ترکيبي از مفاهيم و مضامين استعلايي از واژگان مي‌آفريند که نهايتاًًً با ايجاد حالت ابهام گونه، خواننده را به شناخت بيشتر و معرفت کامل‌تر رهنمون مي‌سازد.
به عبارت ديگر از آنجا که شعر حافظ از نوع افلاطوني و متافيزيکي است، مفاهيم هم بر انديشه تمثيلي و مجازي دلالت دارند، هرچند از زيبايي‌هاي لفظي و صنايع ظاهري شعري نيز به نحو حيرت آوري بهره کامل جسته است.


ياد باد آن که خرابات نشين بودم و مست
و آنچه در مسجد امروز کم است آنجا بود


در اين بيت مسجد به معناي مجازي به کار رفته و از آن شخص و وجود خود حافظ بعنوان يکي از مراجعين به مسجد قصد شده که، معناي آن چنين است:


ياد آن زمان که من فارغ از ظاهر شريعت بودم به خير که در آن حال و زمان مقامات و صفاتي داشتم که امروز در سيرت شريعتي و مسجديم نيست.



مسجد جامع ::: چهارشنبه 25/2/1387::: ساعت 2:16 عصر



مناره يعني جاي نار، جاي نور، جاي روشنايي، و


ساختمان برج مانندي است که در کنار راه مي سازند براي چراغ روشن کردن يا راهنمايي و مناره ها يکي از عناصر اصلي فن و هنر معماري اسلامي محسوب مي شوند. الگوي اصلي مناره ها، برجهاي کوتاه و مربع شکل پيش از اسلام سوريه بود که براي معابد و يا مقاصد کليسايي ساخته مي شد ولي معماران مسلمان بر ارتفاع آن افزودند و به بناهاي پله دار چند طبقه اي از نوع فانوس هاي دريايي رومي نزديک تر کردند


در ايران پيش از اسلام نيز ريشه هاي ساخت مناره به چشم مي خورد. پيش از اسلام، منار (ميل) عنصر نمادين براي راه جويان بيابانها بود که در حيطه حکومت ساساني، نوعي آتشگاه نيز محسوب مي شد و مسئوليت نگهداري آتش آن بر عهده  موبدان گذاشته شده بود. هدف از ساخت مناره ها در آن زمان، عبادت و راهنمايي مسافران بود و پس از اسلام در کنار مساجد، عنصري نمادين گشت براي هدايت ديده و دل به سوي مکان مقدس مسجد.


به طور کلي، مؤذن از همان آغاز اسلام جايگاه مخصوص داشته است. هم چنان که بلال در زمان پيامبر اکرم بر بلندترين بام هاي منازل و يا بر روي استوانه اي مي رفت و اذان مي گفت. اذان گفتن از بام خانه پيغمبر تا مناره هاي رفيع قرون بعد، مسيري طولاني را پيمود. 


قديمي ترين مناره ها در ايران از همان قرون اوليه اسلام، در آناتولي از قرن پنجم هجري و در هندوستان از قرن هفتم هجري به بعد ساخته شدند. علي الظاهر، زينت دادن، منقوش کردن و رنگين کردن مناره ها از نيمه قرن سوم هجري به بعد مرسوم شد و آيات و احاديث نبوي در قالب تزيينات آجرکاري، گچ بري و کاشیهای رنگی بر مناره ها نقش بستند.



مسجد جامع ::: يکشنبه 13/3/1386::: ساعت 11:11 صبح


مسجد جامع ورامين:


مسجد جامع ورامين از نمونه هاي کامل مسجد چهار ايواني است که ساخت آن در زمان سلطان محمد اولجايتو ( خدابنده ) آغاز ، و در دوره فرزندش ابوسعيد بهادرخان تکميل شد. تاريخ 722 و 726 هـ . ق در شبستان و گنبد اصلي ديده مي شود. اين بنا در سال 815 هـ . ق در عهد شاهرخ تيموري مرمت شد.

در ابتداي محور طولي بنا ، سر در ورودي و پشت آن ، صحن باز واقع است. طاق نماهاي اطراف صحن به چهار ايوان ختم مي شود که دو ايوان در محور طولي و دو ايوان در محور غربي قرار دارند. پشت ايوان اصلي گنبدخانه واقع است. عرض دهانه ايوان شرقي دو برابر دهانه بقيه طاق نماها و برابر دهانه ايوان ورودي است. از سوي ديگر عرض و ارتفاع آن به سختي ، دو سوم عرض و ارتفاع ايوان جنوبي مي شود. به اين ترتيب ايوان جنوبي ايواني مقصوره ( سراي حصاردار ، جاي ايستادن امام و خليفه در مسجد ) است که با سادگي و عظمت بر تمامي صحن تسلط مي يابد. تسلط گنبد با قدرت و تناسب زيبا ، بر تمامي ساختمان و ارتباط با ايوان جلوي آن ، از ويژگي هاي اين مسجد است.

سر در خارجي اين مسجد بسيار جالب است و روي ديوارهاي جانبي سر در با طرح هاي اسليمي و گره چيني و رنگ هاي آبي فيروزه اي و لاجوردي کاشي کاري شده و از طراحي استادانه و پرکار برخوردار است. اين سر در از نظر طرح و اجرا شبيه سر درهاي مسجد جامع نطنز و مسجد جامع مظفري کرمان است.

اين مسجد داراي دو مناره است که روي پايه هاي طرفين استوار شده است. 
 



مسجد جامع ::: يکشنبه 29/11/1385::: ساعت 12:7 عصر


مسجدالنبي يکي از مهمترين آثار اسلامي به جاي مانده از زمان پيامبر(ص) است که پس از هجرت پيامبر به شهر مدينه به دست مبارک ايشان و با همکاري مهاجرين و انصار پس از مسجد قبا در آن شهر ساخته شد.


در اهميت اين مسجد همين بس که پيامبر(ص) ثواب خواندن يک رکعت نماز در آن را معادل ثواب هزار رکعت نماز در جايي به جز آن دانسته مگر در مسجدالحرام. از اين رو تمام مسلماناني که از سراسر جهان براي زيارت مرقد مطهر پيامبر اکرم (ص) و ائمه بقيع(ع) به مدينه مي‌آيند، تلاش مي‌کنند تا هر پنج وعده نمازهاي واجب خود را در مسجدالنبي به جاي آورند.


همه روزه انبوه مردم از مليت‌هاي مختلف براي اقامه نماز عازم مسجد النبي مي‌شوند.


مسجدالنبي(ص) در طول تاريخ مانند ديگر آثار اسلامي شاهد توسعه و تغييرات بوده که در ‪ ۲۲‬سال پيش در سال ‪ ۱۴۰۵‬هجري قمري بزرگترين توسعه و تغييرات را شاهد بوده است.


مساحت اوليه مسجد در زماني که به دست پيامبر و يارانش بنا شد، طبق اسناد و مدارک تاريخي يک هزار و ‪ ۲۱‬متر بود اما اکنون پس از بارها توسعه به ‪ ۴۰۰‬هزار و ‪ ۵۰۰‬متر مربع يعني معادل مساحت تمام شهر مدينه در زمان پيامبر رسيده است.


توسعه سال ‪ ۱۴۰۵‬هجري قمري شامل نور تهويه ، راههاي ورودي و پارکينگ هاي مجهز و سرويسهاي بهداشتي در سطح زيرين اطراف مسجد بود و اطراف مسجد تسطيح و با سنگهاي زيبا فرش شده است.


مشهورترين آثار و اماکن مدينه که تا امروز باقي مانده و مورد بازديد زايران قرار مي‌گيرد شامل مرقد مطهر رسول اکرم (ص) ، منبر پيامبر ، محراب پيامبر، محل اصحاب صفه ( سلمان، ابوذر، بلال، عمار، مقداد و حذيفه بن يمان) ، قبرستان بقيع، مسجد قبا، مسجد فتح، مسجد سلمان فارسي، مسجد علي‌ابن ابيطالب (ع) ، مسجد حضرت فاطمه (س)، مسجد ابوبکر، مسجد عمر، مسجد ذوالقبلتين ، مسجد غمامه و مشربه ام ابراهيم است.



مسجد جامع ::: چهارشنبه 20/10/1385::: ساعت 9:33 صبح



مسجد جامع ::: پنجشنبه 9/9/1385::: ساعت 8:57 صبح

   [آرشيو شده ها]

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 2
بازديد ديروز: 3
کل بازديد :3958

>> درباره خودم <<

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>>لوگوي وبلاگ من<<
مسجد جامع اسير

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<


>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<